
سلام در خدمت خانم مرجان، دستیار دیدهبان عزیز هستیم .
لطفا؛ خودتان را برای مخاطبین ما معرفی نمایید .
سلام دوستان مرجان هستم همسفر، کامران بیست سال مصرف آنتی ایکس تریاک و شیره داشت. هجده ماه و سه روز به روش D.S.T با داروی اوپیوم سفر کرد به راهنمایی آقای خدامی، در حال حاضر سیزده سال و یازده ماه و چند روز است که آزاد و رها هستیم، راهنمای خودم خانم آنی. در ادامه هم سفر نیکوتین داشت به روش D.S.T با نیکوتین خوراکی، به راهنمایی آقای مهندس دژاکام ده ماه سفر کرد، آزادی از نیکوتین هشت سال و نه ماه و چند روز، رشته ورزشی مسافرم والیبال و رشته ورزشی خودم بدمینتون .

برای آشنایی بیشتر عزیزان با وظایف دستیار دیدهبان، لطفا تعدادی از وظایف دستیار دیدهبان را برای ما بگویید.
دستیار دیدهبان به هیچ عنوان دخالتی در امور ایجنت، مرزبانها و شعب ندارد، اگر سوالی بود در رابطه با قوانین میتواند پاسخ دهد و اگر جایی اشکالی میبیند آن را به دیدهبان خانواده گزارش میدهد. در دوره ما اجرای پیمان مرزبانها و معرفی ایجنت در نمایندگیها هم به عهده دستیاران بود.
به نظر شما شرط اصلی برای خدمتگزار کنگره بودن چیست ؟
شرط اصلی این است که اول از همه بر این باور باشد که نیاز دارد به یاد گرفتن و آموزش دیدن؛ یعنی این که اگر من این نیاز را در خودم احساس کنم آن موقع پا به عرصه خدمت میگذارم و هر خدمتی که از دستم بر بیاید، انجام میدهم و فرقی نمیکند کجا! پس به نظرم، قسمت اول مربوط به این باشد که خود شخص بپذیرد که نیاز دارد آموزش بگیرد. شرط دوم این است که عاشق انسانها باشد، به نظرم باید که هیچ وقت روز اول خودش را فراموش نکند و با تمام وجودش کاری را که از دستش برمیآید را انجام بدهد. به قول آقای امین «نیاز ما در دل دیگران و نیاز دیگران در دل ماست». شرط دیگر این است که سپاسگزار باشد به خاطر خدمتی که به او داده شده و الان وقت آن است که همان خدمت و کاری که از دستش برمیآید را برای دیگران انجام بدهد.
شما جایگاههای مختلفی را در کنگره تجربه کردهاید، به نظر شما بیشترین آموزشهایی که گرفتید، مربوط به چه خدمتی بوده است و چرا؟
در کنگره همه خدمتهایی که انجام میدهیم برای شخص آموزش دارد و در هرجایگاهی اگر دریچههای قلب و ذهن را باز بگذاریم، چیزی برای یاد گرفتن وجود دارد. برای من کمک راهنمایی بیشترین آموزشها را داشت به جهت این که هم خودت یاد میگیری، هم مطالبی را که یاد گرفتی به دیگران انتقال میدهی، بار آموزشی بسیار زیادی دارد. مرزبانی یک جور دیگر؛ به خاطر این که وقت آن است که خیلی چیزهایی را که پیش از این یاد گرفتی به عمل در بیاوری، در ارتباطاتت با دیگران از آنها استفاده کنی، تعامل بیشتری با اعضا داری. نگهبانی یک جور دیگر و دبیری یک جور دیگر. به نظر من اصلا نمیتوان گفت؛ که یکی از خدمتها خیلی بهتر از دیگری است و یا بار آموزشی بیشتری دارد. اینطور نیست که بتوانیم مقایسه کنیم، هر کدام در نوع خودشان در واقع یک منبعی برای آموزشها هستند و من از تمام این جایگاهها یاد گرفتم؛ یعنی تلاشم را کردم که یاد بگیرم .

اگر بخواهید خانم مرجان اوایل سفر دوم را با خانم مرجان الان مقایسه کنید، به چه نکاتی می توانید اشاره کنید.
شکرگزارتر هستم، هر چه پیشتر میروم به عمق لطف و رحمتی که خداوند به ما داشته است بیشتر پی میبرم و البته بیشتر از قبل تفکر میکنم.
یکی از شیرینترین تجربههای خودتان را در این خدمت برای ما بگویید.
همه تجربیاتی که از اولین روزی که وارد این خدمت شدم شیرین هستند، اما این که توفیق داشتم که در چند نمایندگی حاضر بشوم و تعداد بیشتری از همسفران را از نزدیک ببینم این همیشه برای من لذتبخش بوده، دوستان خوبی را پیدا کردم و وجودشان برای من نعمت بود همین که میتوانم چند وقت یکبار آنها را ببینم و ساعاتی را با آنها و در کنار آنها بگذرانم، برای من سعادت بزرگیست.
شما برای انجام خدمت به شهرهای دیگر هم میرفتید، آیا این رفت و آمدها خستگی یا سختی برای شما داشته است؟
وقتی میبینی که آقای مهندس، خانواده ایشان و تمام دیدبانها و خدمتگزاران بی وقفه در حال خدمت به انسانها هستند، حتی زمانهایی که ما در خانه مشغول استراحت و امور خودمان هستیم، صحبت از سختی و خستگی کاملا بیجاست. ضمن اینکه انرژیی که از خدمت کردن و حضور در کنگره به دست میآید، جایی برای خستگی نمیگذارد.
آیا خدمت دستیار دیدهبان بودن، باعث شده است که تفاوتی در خودتان نسبت به بقیه اعضا احساس کنید؟
خودم را از دیگران متفاوت ندیدم، اما این حس؛ که قابلیتی داشتم پس به این جایگاه رسیدم، در من وجود داشت، اما به مرور و به مدد درسهای کنگره و تکرار و مرور آنها آرامآرام حل شد. به طور کلی؛ این خدمت کمک زیادی به من کرد که بتوانم قضیه گره مسئولیت را برای خودم حل کنم و افتادگی را بیشتر تمرین کنم. خدا را شکر، احساس الان من حس رضایت است.

به نظر شما چرا جهانبینی یک ضلع مثلث درمان است؟
اول اینکه؛ آقای مهندس دژاکام نگاه بسیار دقیقی به مقوله درمان داشتهاند و برای تکتک بخشهای مثلث درمان ارزش قائلند و برای به تعادل رسیدن آنها برنامهها و مطالب کاملی را ارائه دادهند؛ قطعا نگرش و نوع نگاه انسان به خودش و دنیای اطرافش روی جسم او، روی عملکرد او در زندگی و جامعه و ارتباطاتش با دیگران بسیار تاثیرگذار است. برای کسی که می خواهد درمان شود، زندگی دیگری را آغاز کند و تغییرات زیادی را به وجود بیاورد، لازم است که به این مسئله بپردازد و آن را مد نظر داشته باشد.
شما سالهای زیادی هست که در کنگره در حال آموزش و خدمت هستید و قطعا کوله باری از تجربه به همراه دارید، یک صحبت با رهجوهای سفر اولی کنگره داشته باشید.
چیزی که در مورد سفر اولیها میتوانم بگویم و همیشه هم اگر کسی از من پرسیده است؛ گفتهام این است که خودشان را به موج کنگره و قوانین و آموزش ها بسپارند، اگر کسی آن مطالبی که در کنگره گفته میشود را در سفر اول موبهمو اجرا کند، قطعا زندگیاش سمت و سوی دیگری میگیرد. بیتابی و بیصبری نکنند، کاری را که انجام می دهند جدی بگیرند و برای آن انرژی بگذارند. درمان و سفر اول باید برای آنها اولویت زندگیشان باشد پس خواستههای دیگر را ولو معقول، فعلا کنار بگذارند تا به نتیجه خوبی برسند. اینها؛ دقیقا همان کاری بوده است که افراد موفق در کنگره قبلا بیکم و کاست انجام دادهاند.
تاثیر جهانبینی در زندگی شما و ارتباط با اطرافیان چگونه بوده است ؟
جهانبینی که در کنگره آموزش داده میشود و اکثرا، بر پایه قوانینی است که بر هستی جاری است، بیشک یکی از راههای نجات ما از خیلی از بلاهایی است که امروزه خیلیها درگیر آن هستند. یک وقتهایی میشود که من فکر میکنم اگر این آموزشها نبودند، چگونه میتوانستیم مشکلاتمان را حل کنیم یا چطور میتوانستیم با انسانهایی که هر کدام یک مدل از رفتار، گفتار و اخلاق دارند، تعامل داشته باشیم؟ قطعا این جهانبینی و آموزشهای کنگره بوده است که الان میتوانیم با خاطری آسوده و به دور از هر دغدغهای زندگی را پیش ببریم و البته به هیچ وجه نمیتوانم نقش سیدی نوشتن را در تقویت پایههای جهانبینی نادیده بگیرم.

مهمترین وظیفه رهجو در کنگره ۶۰ چیست؟
مهمترین وظیفه رهجو به نظرم؛ رعایت حرمتهای کنگره و دریافت آموزشها و تلاش برای به کار گرفتن آنها و در جایجای زندگی از آنها استفاده کردن است و اینکه همیشه سپاسگزار خداوند باشند، برای این که انسانهای صالح سر راه آن ها قرار گرفتهاند که راه درست را به آنها نشان بدهند تا بتوانند در مسیر نور حرکت کنند.
به نظر شما برخورد یک دستیار دیدهبان در یک نمایندگی چه تاثیری میتواند روی اعضا داشته باشد یا چه الگویی میتواند باشد؟
همه خدمتگزاران در کنگره تلاش میکنند با اعضا با مهربانی و احترام برخورد کنند، دستیاران هم از این قاعده مستثنی نیستند. حواسمان باشد هیچ وقت از بالا به اعضا نگاه نکنیم، در کنگره یک الگوی بدون نقص داریم؛ به نام آقای مهندس دژاکام، که اگر بر طبق فرمانها و آموزشهای ایشان حرکت کنیم، قطعا هیچوقت زیانکار نخواهیم بود.

تعریف شما از عمل سالم چیست؟
عمل سالم برای همه ما تعریف شده است، عملی است که به خیر ختم شود. تشخیص آن بسیار مشکل است و خیلی وقتها انسانها، هم در اجرای عمل سالم مشکل دارند و هم در پذیرفتن آن، اما به نظرم هر چه که میزان دانایی، تزکیه و پالایش ما بیشتر باشد، هم در اجرای عمل سالم و هم در پذیرفتن آن موفقتر خواهیم بود، انگار که انسان به واسطه دانایی و تزکیه دید وسیعتری نسبت به همه چیز پیدا میکند و تصمیم بهتری میتواند بگیرد.
شما جایگاههای خدمتی متفاوتی را سپری کردهاید، یک جمله کلیدی برای خدمتگزاران یا علاقمندان به خدمت بگویید.
من همیشه این را با خودم تکرار میکنم و این درس ما است و حتی فکر میکنم که ذکر ما هم هست که باید مرتب آن را با خودمان تکرار کنیم و آن این است که: « عاشق را حساب با عشق است، با معشوق چه کاردارد؟ ».

سخن پایانی :
لحظه به لحظهای که در کنگره هستیم، آرزوی خیلیها است و هیچ وقت نباید کارهایی که در کنگره انجام میدهیم برای ما تکراری شود؛ حتی حضور در جلسات و نشستن در کارگاههای آموزشی، شرکت در لژیون. اگر تکراری شود؛ یعنی این که یک جای کار ما اشکال دارد و یک مسیری را اشتباه رفتهایم. به نظرم به اندازه این عالم به این بزرگی، درس هست که میتوانیم یاد بگیریم و خدا را شکر؛ کنگره این شرایط را برای ما فراهم کرده است و آقای مهندس راه را به ما نشان دادهاند، باید قدر آن را بدانیم و همیشه گفتم؛ دری باز شده است و این رحمت خداوند شامل حال ما شده است، کاری نکنیم که در بسته شود.
تهیه گزارش : همسفر زهرا لژیون کمک راهنما همسفر فاطمه لژیون دهم
ویراستار: همسفر پریناز لژیون کمک راهنما همسفر فروغ لژیون یازدهم
عکاس : همسفر مرجان راهنمای تازه واردین
ارسال گزارش : همسفر زهرا لژیون کمک راهنما همسفر فاطمه لژیون دهم