ما همسفران

لژیون همسفر مرجان - کنگره 60

 

به نام خداوند بخشنده ومهربان

روز دوشنبه 13 اردیبهشت ماه 95 لژیون ما همسفران با حضور تعدادی از همسفران سفر اول ودوم به استادی خانم مرجان وبا دستور جلسه

" زمان مناسب " از

" آقای مهندس دژاکام "

در ساعت 17:30 برگزار شد.

در ابتدا از خانمهایی که در انتخابات مرزبانی کاندید شده بودند خانم فریده ، خانم اشرف و خانم نسرین تبریک بگویم به جهت اینکه این شهامت را به خرج دادند ودر انتخابات مرزبانی شرکت کردند این یعنی اینکه من احساس مسئولیت می کنم وبرایم مهم است ، اصلاً مهم نیست رای بیاورم یا نیاورم ولی این مهم است که طبق فرمانی که صادر شده وبه ما اجازه دادند که در انتخابات شرکت کنیم وخودمان انتخاب کنیم من پرچم را بالا برده و بگویم من هم هستم ، به خانم فریده ، خانم اشرف و خانم نسرین عزیز بخاطر این حرکت بسیار زیبایشان دوباره تبریک می گویم و در ادامه برایشان آرزوی موفقیت می کنم انشاء الله در تمام جایگاههایی که قرار است در کنگره کسب کنند موفق و پیروز باشند .

در ادامه به خانم کبری خوش آمد می گویم بعنوان تازه وارد ، وارد لژیون ما شدند برای شما آرزوی سفر زیبایی دارم ، مطمئن باشید تک تک ما ها روزی که آمدیم ، اولین سوالی که پرسیدیم این بود که آیا می شود ؟ آیا اینجا با جاهای دیگر فرق می کند ؟ یا نمی کند ؟ ولی شد ، اما اولین و تنها کاری که کردیم این بود که گوش به فرمان بودیم یعنی هر چیزی در کنگره به ما گفتند ما همان کار را انجام دادیم  ، امیدوارم شما هم همین کار را انجام دهید تا انشاء الله سال دیگر همین موقع طعم شیرین رهایی وخیلی بالاتر از رهایی را بچشید .

اما سی دی که جلسه پیش شروع کردیم زمان مناسب بود .

همسفر یلدا

استاد می گوید : ما در مواردی که بسیار ضروری است ولازم باشد شما را از آن آگاه می نمائیم یعنی استاد می گوید : وقتی بعضی از مطالب ضروری ولازم باشند شما را از آن آگاه می کنیم ، مثل کاری که الان راهنماها در لژیونها انجام می دهند ، در بهترین شرایط وقتی مطلبی لازم وضروری باشد مثلاً به رهجو می گویند : این برنامه ات کم است ، این برنامه ات زیاد است واز مطالب دیگر رهجوها را مطلع می کنند .

در کل امورات جاریه در کمال آرامش در حرکت باشید یکی از مسائل مهمی که در زندگی باید مد نظر ما باشد این است که اول آرام باشیم و بعد با آرامش حرکت کنیم ودر همه مسائل زندگی در همه کارهای مان باید این موضع را رعایت کنیم و وقتی که با دیگران صحبت می کنیم با آرامی با دیگران صحبت کنیم ، با ؤامش صحبت کنیم و با دیگران با سرنیزه صحبت نکنیم ، با عصبانیت صحبت نکنیم ، با دیگران تند صحبت نکنیم ، چون وقتی با دیگران با آرامش صحبت می کنیم وبه آرامی صحبت می کنیم به دیگران آرامش را انتقال می دهیم ، اما وقتی که با دیگران با عصبانیت صحبت می کنیم بی تعادلی را انتقال می دهیم ،  عصبانیت را انتقال می دهیم و جو را متشنج می کنیم ، بنابراین باید با آرامش حرکت کنیم وبا دیگران به آرامی صحبت کنیم و این را در نظر داشته باشیم که آرامش همینطور بدست نمی آید مثلاً فردی که هزاران مشکل دارد و چک هایش را به اجرا گذاشته اند یا سفته های او را به اجرا گذاشته اند یا با ماشین زده و یک نفر دیگر را داغون کرده نمی تواند در زندگی آرامش داشته باشد ، پس برای رسیدن به آرامش باید اول مشکلات مان را حل کنیم تا بعد بتوانیم به آرامش دست پیدا کنیم .

خانم مرجان

این مطلب خیلی نکته مهمی است ک همه کارهایمان را باید در نهایت آرامش انجام دهیم ، با مردمی که با ما در ارتباطند باید سعی کنیم با کلامی صحبت کنیم که خدایی نکرده از این کلام تنفر و حس بد را به آنها منتقل نکنیم ، بسیار مهم است اگر عصبانی هستیم حتی الامکان حرف نزنیم یک نفر می گفت فرزندی دارد که در موقع مناسب نمی تواند حرف زدن خود را کنترل کند وزود عصبی می شود ویک دعوای بزرگ رخ می دهد واین بخاطر اینست که نمی توانیم آرامش خودمان را حفظ کنیم ، عجله داریم به جایی برسیم ، همه چیز آرام ، آرام ، منزل به منزل اگر در مورد این مسئله با شوهرم مشکل دارم بروم ، بگردم وراهش را پیدا کنم .

در کنگره همیشه صحبت از این است که باید راهش را پیدا کنیم با الدروم ، بلدورم هیچ چیزی درست نمی شود ، زن باید زیرک و باهوش باشد ، البته همه زنها زیرک وباهوشند ولی نمی دانند چه زمانی از این توانایی استفاده کنند وبه هدف بزنند

هر چیزی وقتی دارد ، اگر ما بخواهیم خواسته هایمان را بگوئیم باید در یک وقت مناسب بگوئیم ، باید با کلام مناسب بگوئیم ، این کلام که من فلان چیز را تا آخر این ماه می خواهم گرفتی ، گرفتی ، نگرفتی خودت می دانی ها !!!

خودت می دانی یعنی چه ؟ ما خودت می دانی نداریم 

پس سرعت لازم نیست ، آهسته وعین حلزون هم حرکت نمی کنیم بلکه در تعادل حرکت می کنیم و این تعادل است که باعث می شود آرامش برقرار شود ، حال چه زمانی این آرامش برقرار می شود ؟ بعد می گوئیم من همه این کارها را کردم ولی نمی دانم چرا آرامش برقرار نمی شود ، تا وقتی مشکلات متعدد سر راه ما هست قطعاً آنطور که ما می خواهیم برقرار نمی شود ومثالهای آن هم گفته شد ، پس چه کنیم ؟ مشکل که همیشه هست منتها ما باید یاد بگیریم مشکل را چطور حل کنیم ، گاهی اوقات با یک تفکر ساده می شود کلی از مراحل را جلو ررفت یعنی برویم وبه ته آن برسیم که قراره حل ِ حل شود منتها تفکر باید حتماً سالم باشد وتفکر سالم تفکری است که باحس سالم انجام شود ، هر چه ما حس سالمتری داشته باشیم قطعاً تفکر سالمتری خواهیم داشت .

همسفر یلدا

استاد می گوید : ما نمی گوئیم عجله نکنید یا موضوعی را کنار بگذارید استاد می گوید : ما نمی گوئیم عجله کنید ولی در انجام بعضی از کارها باید سریعتر باشیم یعنی استاد می خواهد بگوید که : اول باید آرام باشیم و در آرامش حرکت کنیم ، دوم اینکه در بعضی کارها باید سرعت لازم را داشته باشیم و بعد هم می گویند که ما نمی گوئیم که شما برنامه های زندگی تان را کنار بگذارید وبگوئید : من نمی خواهم با رفقای خود بیرون بروم ، یا من نمی خواهم بخوابم ، یا من بهترین غذاها را نمی خورم ، یا من فیلم سینمایی نگاه نمی کنم ، می گوید : نه ما باید زندگی کنیم چون ما از زندگی برخوردار هستیم وآقای مهندس می فرمایند : من بارها گفتم یکی از مسائل مهم وبارز در حیات ، خودِ حیات است ومهم نیست که ما 30 ، 40 یا 50 سال از عمرمان را تلف کنیم تا به یک فیلسوف تبدیل شویم وبه مکتب برویم و شروع به مطالعه کنیم تا فیلسوف و دانشمند شویم ، حال فیلسوف ودانشمند شدیم که به چه درد ما بخورد ؟ ما این مقام و جایگاه و فیلسوف شدن ویا به هر مقامی رسیدن را برای یک حال خوش می خواهیم ، حتی در کتاب آسمانی خداوند بهشت را به ما بشارت داده است چون بهشت جایگاه آسایش و آرامش وجایگاه حال خوش است بنابراین فقط نباید هدف مان برایمان مهم باشد .

در ادامه استاد می گوید : ما نمی گوئیم برنامه هایت را کنار بگذار و تارک دنیا شو وبطور کلای می خواهند بگویند نفس تان را با دست خودتان نکشید .

همسفر نسرین

در زندگی لازم نیست تارک دنیا شویم و گوشه ای نشسته و زانوی غم بغل بگیریم ، حق زندگی داریم و یکسری چیزها را باید کنار بگذاریم وبا دست خودمان نفس خودمان را نکشیم ، آن چیزی را که خداوند حلال کرده حرام نکنیم وحلال استفاده کنیم و نه زیاد افراطی باشیم ونه تفریط داشته باشیم .

در کل امورات با آرامش حرکت کنیم ، سرعت لازم را داشته باشیم ودر بعضی امورات باید عجله و سرعت هم داشته باشیم می گویند وقتی طوفان شروع می شود (در زندگی هر انسانی هم طوفان هست ) باید طوری حرکت کنیم و طوری عمل کنیم که بتوانیم از طوفان رد شویم ویاد گرفتیم چطور با مشکلات برخورد کنیم .

در زمان قدیم در کویر با شتر مسافرت می کردند وقتی طوفان شن می شد شتربان زانوی شترها را می بست و چادر شبی روی آنها وخودش که پشت آنها بود می کشید وهر چند دقیقه یکبار چادر شب را تکان می داد تا شنها بریزند وبعد که طوفان تمام می شد از زیر چادر شب بیرون می آمدند اگر این کار را نمی کرده خودش زنده نمی مانده وشترها هر کدام جایی میرفتند .

خانم مرجان

به چه دلیل این داستان شتربان که شترها را می خواباند وبعد خودش هم پشت آنها می خوابد را مطرح می کنند ؟ مشکلات به چه چیزی تشبیه شده اند ؟

همسفر نسرین

برای اینکه بتوانیم مشکلات مان را حل کنیم ومشکلات به طوفان تشبیه شدند که ما چطور از طوفان گذر کنیم ودر ادامه می فرمایند ساختمان آکادمی بخاطر مسائل حقوقی پلوم شده بود وایشان می فرمایند من کنگره را تعطیل نکردم در پشت دیوارودر پیاده رو نشسته و کارهایمان را انجام می دادیم واینکه عده ای برای مصاحبه می آدند ولی من با آنها مصاحبه نکردم چرا که می خواستم قضیه بزرگ نشود وهمینطور ادامه دادیم تا مشکل حل شد و ساختمان آکادمی از پلوم خارج شد

همسفر فاطمه

آقای مهندس می فرمایند : طوفانهای زیادی در زندگی ما هست ، ما می توانیم در آن طوفانها خودمان را نابود کنیم یعنی همیشه این طوفانها و مشکلات هستند وبارها و بارها این مشکلات برای ما بوجود آمده اند ما باید صبور وبردبار باشیم وبدانیم چگونه خودمان را از این طوفان ها رهایی بدهیم ، تا زمانی که یاد بگیریم چگونه این طوفانها برطرف کنیم همیشه این طوفانها و مشکلات هستند حتی در طی دورانها وزمانهای مختلف این طوفانها هستند یعنی ما در هر مرحله از زندگی ویا در هر سنی که باشیم همیشه مشکلات هستند باید راه حل کردن مشکلات را یاد بگیریم ، اگر آنها را حل نکنیم جلو می رویم ولی باز همان مشکل هست تا زمانی که حل نشود ما این مشکل را داریم باید یاد بگیریم که مشکلات را حل کنیم .

خانم مرجان

مثالهای دیگری مطرح کنید

همسفر ناهید

با یک تفکر سالم باید فکر کنیم و ببینیم چطور آن کار را انجام دهیم وبعد آن کار را انجام دهیم .

خانم مرجان

درست است این اولین قدمی است که باید برداریم اما در مورد این قضیه که اگر مشکل را حل نکنیم هنوز مشکل هست در این مورد توضیح دهید .

همسفر زهرا

ما در قران هم داریم " ان مع العسر یسری " یعنی انسان در سختی و رنج آفریده شده تا این سختی و رنج را پشت سر نگذارد نمی تواند به مراحل بالاتری برسد در سی دی به مسئله اعتیاد اشاره کرده کسی می تواند از اعتیاد خارج شود که واقعاً بتواند مشکل اعتیاد را حل کند تا به درمان برسد .

خانم مرجان

این به چه معنیست که انسان در سختی و رنج بدنیا آمده است ؟ خدا خواسته انسان در سختی ورنج باشد ؟ وچه کسی این سختی و رنج را برای آدم بوجود می آورد ؟

همسفر زهرا

بخاطر اینکه باید آزمایشهای زیادی را پشت سر بگذارد وصیقل بخورد وآب دیده شود . وخود انسان این سختی و رنج را با دستان خودش ، برای خودش بوجود آورده است .

همسفر نسرین

وقتی با کسی حرف مان می شود مرتب کارهای قبلی او را به رُخش می کشیم پس معلوم است آن مشکل هنوز حل نشده است که ما دوباره آنرا تکرار می کنیم ، حتی در برخورد با همسرمان یادت است فلان کار را انجام ندادی پس آن مشکل حل نشده است ، ممکن است در مقطعی اسم آنرا نیاوریم ولی آن نقطه هنوز سیاه است .

همسفر زهرا

وقتی نتوانیم برخورد خوبی با مسافر مان داشته باشیم مثل اینکه شما می گوئید واو را بعنوان رئیس قبول نداشته وخودمان را در کنار او ندانیم ودر مقابل او بایستیم ما اگر در طول مسیر طلاق هم نگیریم با هم دعوا داریم و روی آرامش را نمی بینیم حتی فرزندان ما به ما نگاه می کنند و وقتی می بینند پدر و مادر نمی توانند مشکلات شان را حل کنند او هم با پدر و مادرش مشکل پیدا می کند ونمی تواند مسائلش را حل کند ولی وقتی عملاً می بیند که وقتی پدر عصبانی است مادر کوتاه می آید بعد وقتی پدر در مورد فرزند عصبانی می شود او هم یاد می گیرد که کوتاه بیاید واو آموزش می بیند ویاد می گیرند که باید مشکلات را حل کنند واینکه اگر من نتوانم مشکلاتم را با مسافرم حل کنم با فرزندم هم نمی توانم مشکلاتم را حل کنم واین آسیب همچنان ادامه دارد تا من یاد بگیرم چطور مشکلاتم را حل کنم .

خانم مرجان

اگر اکثر ما امروز اینجا هستیم یکی از دلایلی که هستیم اینست که انسانهای کم صبری بودیم ، بلد نبودیم صبر کنیم ، امروز اینجا هستیم در کنار یک مصرف کننده با هزار و یک مشکل ، در کنار خانواده شوهر با هزار ویک مشکل ف در کنار بچه هایم با هزار ویک مشکل ، در کنار کارم با هزار ویک مشکل وقتی با دقت نگاه کنم و خوب تفکر کنم ، می بینم که تمام اتفاقاتی که این روزها برایم می افتد من باید صبوری کنم اگر صبر را یاد بگیرم مدل مشکلاتم جور دیگری می شود بعد باید برای حل یکسری مشکلات دیگری بروم مثلاً باید در مورد قناعت کردن یاد بگیرم ، آدم ولخرجی هستم همه اش دارم خرج می کنم اینجا هستم تا قناعت کردن را یاد بگیرم ، آدم کم صبریم اینجا هستم تا صبور شوم ، آدم لجوجی هستم اینجا هستم تا یاد بگیرم نباید لجوج باشم ، تک تک صفاتی را که دارم اینجا قرار است اصلاح کنم وما در کنگره همین کار را می کنیم ، ما کاری به مسافرمان نداریم واینجا سعی می کنیم اشکالات مان را اصلاح کنیم وقتی اصلاح می شویم اطراف مان هم تحت تاثیر این اصلاح ، قرار می گیرد حالا اگر من اینجا با این موقعیتی که برایم پیش آمده صبر را یاد نگیرم ونتوانم آدم صبوری شوم 4 روز دیگر با عملکرد خودم از اینجا دور می شوم ، بعد می روم ، می روم آن وقت اتفاق دیگری می افتد وبعد می گویند : اگر از اموزگار آموختی ، آموختی وگرنه باید از روزگار بیاموزی ، دیگر سرم به یک سنگ بزرگتر از اعتیاد فکر کن که دیگر چی بزرگتر از اعتیاد می تواند باشد بخورد تا بلکه آنجا صبر کردن را یاد بگیرم ، لجبازی می کنم ؟ اینقدر در کنگره می گویند نباید لجبازی کنی ، باید حد نگه داری ، نباید روی مسئله ای که وقتش نیست خیلی پافشاری کنی ، نباید اینها و...اینها را نمی شنوم پس فردا بیرون میروم ویک جایی حسابی سرم به سنگ می خورد تا یاد بگیرم ، نهایتش اینست که اینقدر باید بروم و بیایم تا صبور شوم ، عاقل شوم ، فکور شوم ، دانا شوم وهمه صفاتی را که باید بدست بیاورم بدست آورم ، اگر نخواستم هیچ چیزی دل بخواهی نیست ، اگر نخواستی باید تاوان آنرا بدهی تو باید انسان صبوری شوی چرا که صبر از صفات خداوند است ، صابر بودن از صفات خداوند است ، همه ما در این جهان ودر این هستی ، هستیم ، اینقدر هستیم تا صفات مان نزدیک به صفات خداوند شود  .

همسفر طاهره

پیام

اما شروع و آغاز راه فقط یک فرمان است که باید باشد ,حال این فرمان به صور مختلف می تواند مکتوب شود .

قوانین دینی نتیجه بهتری می دهند اگر مردم عمل کنند تا قوانین مدنی کشورها ,یعنی چه؟

خیلی انسانها خیلی کارها را از روی اخلاق انجام می دهند اما خیلی کارها را از روی اخلاق انجام نمی دهند چون پیرو دین هستند و می گویند این کار حلال یا حرام است , اما بعضی ها هم خیلی کارها را به اسم حلال ,حرام انجام می دهند .

فرمان خداوند به روشهای مختلف به ما القا می شوند مثلا از طریق پیامبران .

کسانی که رشوه می گیرند ,اما در صف اول نماز می ایستند ,یعنی در لباس تقوا خیلی کارها را انجام می دهند ,کسانی که هر سال به زیارت خانه خدا می رونداما از این لباس سواستفاده می کنند و به مردم ضرر می رسانند ,کاسبی که از طرفی به حج می رود و از طرف دیگر با مردم دولا, پهنا حساب می کنند و سرمردم را کلاه می گذارند , از نماز وروزه به عنوان پوشش استفاده می کنند و از مردم سواستفاده می کنند ,میلیاردها تومن پول مردم را می خورند .وکسی که غیبت می کند ,تجسس می کند ,اینها ضد ارزش هستند و نباید انجام دهیم .قوانین می توانند راه را برای ما باز کنند ,قوانین الهی فقط این نیستند که روزه بگیریم ,حج برویم ,نماز بخوانیم , اینها مهم هستند ,اما خیلی چیزهای دیگر هم قوانین هستند مثلا دروغ نگوییم ,فساد نکنیم ,غیبت نکنیم و...

الان خیلی شهرها قابل سکونت نیستند باید با اجرای قوانین شهرها را آباد کرد .سازمانی که باپوشش دین ,مردم را می کشد یا کسی که رشوه می گیرد ودر صف اول نماز می ایستد این اجرای فرمان نیست , وقتی جنگلی با یک گلوله به آتش کشیده می شود مقصر گلوله نیست بلکه فاعل کار است ,کسانی که با پوشش دین مردم را می کشند ,مقصر دین نیست آن افردای هستند که مردم را می کشند ,وقتی در شهری مردم فساد کنند ,رشوه بگیرند ,دزدی کنند اگر پنج نوبت هم نماز بخوانند این فایده ای ندارد ,این شهر الله نیست .

پیام :آموزش و تعلیم درست زمان می برد اما در ابتدا بسیار سخت می نماید ولی وقتی محصول سالم بدون هیچ عیبی بیرون بدهد آن گاه باغبان می داند که چه عمل عظیمی را به انجام رسانده است و این ممکن نیست ودر صورتی امکان دارد که زمین سخت نباشد و آب و خاک آن از آنچه لازم است برخوردار باشد .

اول ,آموزش سخت است اما وقتی محصول سالم را بدون عیب و نقص بیرون آمد باغبان خودش می فهمد چه محصولی را بیرون داده ,باید زمین و خاک هم مرغوب و سالم باشد .

خانم مرجان :

اینجا باغبان ,زمین و محصولی که باغ می دهد به چیزی تشبیه می کند ؟

همسفر معصومه :

اگر راهنما بتواند خوب آموزشها را بدهد ,شاگرد وقتی به رهایی رسید یعنی آن آموزشها را دیده است و اینجا است که راهنما می بیند چه محصول خوبی بوجود آورده است و انسانی را احیا کرده است ,احیا انسان کاری بسیار سخت است و کمتر انسان قادر بوده انسانها را احیا کند .اگر یک نفس را احیا کردی انگار تمام نفوس را احیا کرده ای .

خانم مرجان :

اینکه زمین سخت نباشد و در ادامه شرایط فراهم باشد و آب و ... به زمین برسد و محصول خوب بدهد ,اینها یعنی چه ؟

این را به راهنما تشبیه کرده اند که رهجوها وقتی تربیت می شوند و پرورش پیدا می کنند و و قتی آموزش دیدند به یک نقطه ای می رسند ,اینها در واقع احیا می شوند ,این محصولی است که باغبان از باغ یا راهنما از لژیون یا رهجو برداشت می کند .

باغبان به چه چیزهایی نیاز دارد تا زمین محصول خوبی بدهد و راهنما به چه چیزهایی نیاز دارد تا لژیون محصول خوبی داشته باشد ؟

همسفر مهرانگیز:

همه گوش شنوا داشته باشند و آموزش پذیر باشند و زمینه مساعد و بستر فراهم باشد .راهنما متد درست داشته باشد ,پیامبران هم وقتی آمدند متون آموزشی خوب و دستور کار خوب داشتند .

خانم مرجان :

همه چیز باید با برنامه باشد ما در لژیون درددل کردن نداریم ,همه چیز با برنامه وطبق یک سیستم خاص است , سی دی هایی که الان می نویسیم بعدا اثرات خود را نشان می دهد و کن فیکون می کند ,ما الان چیزی نمی دانیم ,اینکه میگوییم ,واو به واو را بنویسید نمی دانید الان چند نفر در کنگره الان دارند این کار را می کنند ,این کار بسیار باارزش است و این نوشتن ها به خود ما کمک می کنند ,آقای مهندس می گویند :بچه ها نویسندگی یاد گرفتند ,کسانی که حتی بلد نبودند بنویسند ,دست خط ها آرام آرام زیبا شدند .اگر آقای مهندس و راهنمایان کنگره می گویند کاری را انجام دهید مطمئن باشید بسیار سود خواهید برد و کوچکترین ضرری در آن نخواهد بود ,الان همین لژیون ما با برنامه است ,از قبل می دانیم جلسه بعد در مورد چه چیزی می خواهیم صحبت کنیم ,اگر کارمان ناتمام است آن را تمام می کنیم ,هر کسی می خواهد حرفی بزند اجازه می گیرد ,وسط حرف دیگران نمی پریم , اینها در یک اشل کوچک هستند در اشل بزرگتر میشود جلسه و برگزاری کارگاههای آموزشی ودر اشل بزرگتر میشود جشن ها و مراسم هاو...

همین الان تمام لژیونهایی که در کنگره 60 دارند برگزار می شوند همه دارند همین کار را انجام میدهند ,همه دفتر به دست باراهنما نشسته اند ,لژیون تشکیل شده و دارند کارشان را انجام می دهند .سر ماه جای لژیونها عوض میشوند ,در همه جا سر ساعت چهار جلسات همسفران شروع میشود و سر ساعت پنج ونیم تمام می شود ,همه جا همه چیز بابرنامه است و این نشان می دهد ما مقید به نظم هستیم ,هرچند زندگی ما پرازطوفان و مشکل باشد ما خود را مقید به یک برنامه خاص می کنیم و این رمز موفقیت مادر کنگره است .

پیام :ما به آنچه به شما رسیده و توسط دوستان و یاران خوب مکتوب شده می دانیم که در آینده برای شما حق و آنچه حق است یعنی مقرر بودن در مجموعه ای عظیم برقرار خواهد شد و این برپاکنندگان از اقوام مختلف خواهند بود پس با تعقل و تفکر عمیق درباره آن عمل نمایید .

همه چیزهایی که ما به شما می گوییم اولا مکتوب می شود ,بنویس ,یک روزی در آینده توسط اقوام مختلف ,ملتهای مختلف اینجا مورد استفاده قرار می گیرند.

همسفر نسرین:

اگر راهنما باشد و مسائل آموزشی نباشد یک جای کار می لنگد و اگر راهنما باشد ومسائل آموزشی باشد و خود ما زمینه نداشته باشیم مانند زمین شوره زار می شویم .در سی دی احیا آقای مهندس می گویند :احیا یعنی بازتابی در ابعاد مختلف این ابعاد مختلف آن املاحی است که باید در زمین باشد که راهنما با سی دی ها و برنامه ریزی هایی که دارد باید این را پرورش دهد و رشد دهد و به محصولی برساند که یا راهنما شوند و یا خدمتهای دیگر انجام دهند .

خانم مرجان :

خواسته ای که در رهجو است اهمیت دارد برای همین است که می گوییم ,املاحی که در درون او هست ,راهنما باید ببیند و آنها را شروع به پرورش دادن کند ,زمین نباید سخت باشد ,یعنی خواسته ای هم داشته باشد ,دانه نباشد چه کار کنیم ,هرچقدرم به زمین آب و نور بدهیم فایده ای ندارد .مثل قبلا که خودمان آموزش پذیر نبودیم و هیچ چیز را قبول نداشتیم اما الان خواسته را پیدا کرده ایم و خیلی حرفها را راحت می توانیم درک کنیم .

همسفر آرزو:

کسی که می خواهد احیا شود باید سه خصلت داشته باشد :1-خواسته داشته باشد ,نیاز به احیا شدن 2-توان احیا شدن 3-تسلیم باشد ,به چیزی که راهنما می گوید .

در انتها آقای مهندس فرمودند که:ما در چهار فصل سال ,چهار مناسبت مختلف داریم ,هفته راهنما ,هفته مرزبانان ,هفته دیده بان و هفته همسفر باید در این ایام از همدیگر قدردانی کنیم واین خصلت را یاد بگیریم  و به جایگاهها احترام بگذاریم .آقای مهندس می گویند :روز راهنما هر کس موظف است از راهنمای خود بوسیله پاکت قدردانی کند ,حتی با یک مبلغ کم ,یا حتی یک نوشته محبت آمیز و من این پاکت را روی چشم خودم می گذارم .

روز راهنما می آیند به من کادو بدهند قبول نمی کنم ,روز مهندس ,روز پدر ,من کادو قبول نمی کنم فقط ممکن است روز رهایی خودم کادو قبول کنم .

کسانی که رها می شوند لازم نیست برای کلینیک و مسئولین OTشیرینی بخرند,خیلی ها وقتی به رهایی نزدیک می شوند استرس این مخارج را می گیرند ,این باعث نابودی می شود .

در عید نوروز هم فقط آقای مهندس عیدی می دهند و عیدی می گیرند .کاری نکنیم که اسمش مجانی است اما به طرق مختلف شاگردان را اذیت کنیم و تحت فشار قرار دهیم ,در عید کسی نه کادو بدهد و نه کادو بگیرد .

خانم مرجان :

از امروز تا چند هفته آینده چند نکته را که در این مدت آموخته ایم یاد آوری می کنیم :

1- سعی کنید همیشه خودتان را از کنگره بدانید ,هیچ وقت فکر نکنید اینجا مهمان هستید و یه وقتی باید بیایید اینجا بنشینید و بقیه خدمت شما را بکنند و بعدش بلند شوید و بروید ,چه حالتان خوب شود و چه حالتان خوب نشود ,خودتان را از کنگره و کنگره را هم از خودتان بدانید ,هیچ جایی امن تر از کنگره پیدا نخواهید کرد ,معتادان را به مسجد هم راه نمی دهند ,اینجا برایشان شرایطی فراهم شده که اینجا بیایند , به آنها شخصیت داده اند ,به ما عزت و احترام گذاشتند و اجازه دادند اینجا باشیم و آموزش بگیریم ,آنچه نمی دانستیم و یا می دانستیم و نمی توانستیم به آن عمل کنیم ,خیلی چیزها یاد گرفتیم ,

2- همیشه باید سپاسگذار باشیم ,انسانهایی که سپاسگذار هستند انسانهایی هستند که هیچ گاه گمراه نخواهند شد ,یعنی شرط اینکه بخواهید گمراه نشوید در کلام الله گفته شده است این است که سپاسگذار باشیم .

3- همیشه قدردان نعمت بزرگ کنگره باشید که در زندگی به شما عطا شده است و به این راحتی به کسی نمی دهند .الان در شهرکرد خیلی خانواده ها هستند که گرفتار مواد مخدر هستند اما نمی توانند بیایند و راه برای آنها باز نشده است ,پس ما که اینجا هستیم قدرشناس باشیم .

4- در کنگره سعی کنید از چیزهایی که شنیدید یاد کنید و عمل کنید ,این عمل کردن مهم است .اینجا تمرین می کنیم و بیرون هم به همین صورت عمل می کنیم .

5- طلبکار هیچ کس نیستیم نه مرزبان ,نه دبیر لژیون ,هیچ کس .سعی کنیم کار خودمان را درست انجام دهیم و تمام سعی شما خدمت به خودتان و و دیگران باشد ,همان کاری که بقیه برای شما کردن.وقتی شما به کنگره آمدید کسی از شما پرسید ,چه کاره ای ,چه چقدر حقوق می گیری یا از چه فامیلی هستی یا در  چه محله ای زندگی می کنی ,شما هم باید همین کار را بکنید تا امنیت برقرار باشد.آیندگان هم از همین فرصت استفاده می کنند .

6- اگر در کنگره به هر دلیلی دلخور شدید اول بگردید ,دلیل دلخوری را در وجود خود جستجو کنید و اگر حق دارید از کسی که دلخور شدید با او صحبت کنید ,از هیچ چیزی هم نترسید ,دلیلی ندارد از کسی بترسید و یا اینکه اگر به او بگویم زشت می شود ,زشت این است که به او نگویید و بروید و در خانه و این طرف آن طرف بگویید و بنویسید .

7- در این چند سالی که در کنگره هستم هیچ کاری به شما نگفته ام انجام بدهید که خودم انجام نداده باشم هر چی گفتم خودمم یا داشته ام انجام میدادم و یا انجام داده ام و تمام شده ,شما هم باید همین جور باشید اگر به فرزند خود می گویید کاری را انجام دهد باید خودتان هم انجام داده باشید ,اگر در کنگره یک مسئله ای را تکرار می کنید و مهم است به آن عمل می کنید ,حالا بیرون ببرید ,ببینید بیرون هم می توانید انجام دهید ,اصل این است اینجا تمرین کنیم و بیرون عمل کنیم .

8- به اعضای کنگره احترام بگذارید ,به تک تک افرادی که اینجا هستند به چشم بندگان خوب خداوند نگاه کنید و البته هستند ,بندگان خوب خداوند کسانی هستند که هدایت شوند و اینها راه برایشان باز شده و دارند در این مسیر با جدیت قدم بر می دارند و هدایت شده اند و باید به آنها احترام بگذاریم ,احترام گذاشتن به دیگران نتیجه آن احترام به خود ما است .

9- فرمانبردار باشید ,یک روز نشد به من بگویند کاری را انجام بدهم ومن بگویم به نظر من آن کار را هم می توانید بکنید ,همیشه گفته ام :چشم و این چشم گفتن برای من بسیار لذت بخش است ,این نماد و مصادق کامل فرمانبرداری است ,چشم گفتن یعنی اینکه ما از خود گذشته ایم و ما اینجا هستیم که از خود بگذریم .

10- در خدمتها از هم پیشی بگیرید ,( اما برای استادی یا دبیری یا مشاوره تازه واردین به نگهبان یا مرزبان التماس نکنید، بگذارید آنها کار خودشان را بکنند و شما هم کار خودتان را. برای این خدمتها باید خواسته قوی داشته باشید، فقط همین) هر خدمتی به ما دادند روی چشم بگذاریم و به نحو احسن انجام دهیم .

من باشم یا نباشم جلسه آینده مبحث بعدی از کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر را کار خواهید کرد.

در پایان لژیون در ساعت 19:10 وبا دعای خانم مرجان به پایان رسید.

به وسعت دریاها ژرف باشید.

تهیه گزارش : همسفرفاطمه /همسفر آرزو

 


برچسب‌ها: کنگره 60, درمان اعتیاد, گزارش لژیون
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۵ توسط آرزو.م